من:انیشتن میدونی کی بوده!؟
هانیه:دانشمند بوده دیگه.
من:خب میدونی چطوری دانشمند شده؟!
هانیه: نه نمیدونم!
من:انیشتن یه پسر بچه ی تنبلی بوده که یه روز معلمش اونو از کلاس بیرون می کنه،اونم میره زیر درخت سیب میشینه و یهو یه سیب از درخت می افته و همین باعث میشه انیشتن قانون جاذبه ی نیوتون رو کشف میکنه!!!!!!!

*این سوتی واسه دو سه سال پیشه،داشتم دفترخاطراتمو می خوندم،گفتم این سوتی رو اینجا بنویسم شما هم فیض ببرین!